آزمایشگاه و مکافات عمل
دیروز یکشنبه 91.9.26 من و محمدپارسا و باباش برای چکاپ رفتیم آزمایشگاه مسعود که حدودای ساعتای 10 و نیم بود رسیدیم بعد از یه عالمه خونی که از من گرفتن نوبت محمدپارسا شد که تا من برم نمونه بدم و بیام باباش برده بود و خون اونم گرفته بود که وقتی آمدم با چشمای پر از اشک و گلوی بغض دارش مواجه شدم که هم ناراحت شدم و هم خوشحال . ناراحت از دیدن جیگر گوشم تو این حالت و خوشحال از اینکه موقع خون گرفتن ازش من نبودم و ندیدم که اگر بودم احتمالا از حال میرفتم و کلی گریه میکردم و بعد نوبت به نمونه ادرارش رسید که یه کیسه پلاستیکی دادن که به محمدپارسا وصل کنیم با کلی بدبختی و کش و قوس و بگیر و ببند و وصل کن و .... خلاصه باید منتظر میموندیم ...
نویسنده :
مونا
12:28











